خرید بک لینک

درباره سایت

198

آخرین مطالب

امکانات وب

یه بار رفته بودیم انقلاب در به در دنبال جایی بودیم واسه نهار خوردن آخرش یه جاییو پیدا کردیم زیر پله ای بود و من با کلی اکراه و اوشون با کلی ناراحتی که این جا کجاست دیگه رفتیم و غذا خوردیم اینی که میگم

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

داره به روزایی که نمیتونم بخوابم اضافه میشه...

میخواما

کابوسا نمیذارن...

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

گاهی وقتا دلم میخواد فارغ از زمان و مکان و جسم تبدیل بشم به دختری به اسم گندم که تو یکی از روستاهای کوهپایه نشین شمال تنها دغدغه اش قرار های بعد از ظهرش با خودش توی دشت باشه و نگرانیش فقط واسه ی بره ی تازه به دنیا اومدش باشه...

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

میگن هر عملی عکس العملی دارهاوایل که کارمو شروع کردم کسی که بهم کار یاد میداد خیلی بد اخلاق و کم طاقت و عصبی بود اما رفته رفته بهتر شد تا الان که رابطمون بهتره ولی نمشه شخصیتی که ازش دیدمو توی ذهنم پن

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

ارتباط چیز مزخرفیه

اون میاد از فکرش میگه

من گوش میدم

از اتفاقات اطرافش میگه

من گوش میدم

از بدبختیاش میگه

من گوش میدم

ته همه ی اینا نظرشم میگه

بازم من گوش میدم..

آخر پا میشم میرم و میگم این چیزای تو هیچ ربطی به من نداره

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

چند روزیه خودمو درگیر 40 قسمت بابالنگ دراز کردم ...

عجیب دوست دارم این دختر قوی رو..

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

الان که دارم اینو مینویسم از کارم استعفا دادم و 2 روز استراحت کردم و دنبال کار گشتم و 2 جا رفتم واسه مصاحبه و 1 روزه که میرم شرکت جدید که اونم اصلا جاشو دوست ندارم از پنچ شنبه هفته پیش تا الان ...همه

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:36

صفحه بندی